X
تبلیغات
رایتل

کاربرد فنون تصمیم گیری چند شاخصه در بودجه بندی سرمایه ای

دوشنبه 2 اسفند 1389 ساعت 02:31

علی اسکندری 



 چکیده :
    بودجه  بندی سرمایه ای فرآیندی است که همه سطوح مدیریت  در آن دخالت دارند.سود دهی آینده شرکت بشدت وابسته به تصمیم گیری کارشناسان در امر بودجه بندی سرمایه ای و انتخاب پروژه های اقتصادی دارد. شرایط اقتصادی بطور مداوم در حال تغییر است ، به موازات تحصیل اطلاعات جدید در ارتباط با تقاضا برای محصولات واحد تجاری ، تغییرات تکنولوژیکی ، طرح های سرمایه گذاری نیز باید مورد بررسی مجدد قرار گیرد .تکنیکهای متعددی برای بودجه بندی سرمایه ای پیشنهاد شده است که     هر کدام معایب و مزایای خاص خود را می طلبد . استفاده از روشTopsis  و دلایل برتری این روش بر سایر روشهای رایج در بودجه بندی سرمایه ای این است که به جنبه های مالی و غیر مالی موثر بر سوددهی پروژه در آینده توجه دارد. در این مقاله به طور اجمال به توضیح و بررسی تحقیقی در همین مورد می پردازیم که در آن یکی از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه (Topsis  ) که ویژگیهای آن ذکر گردید بکار رفته است .در واقع استفاده از روش فوق باعث می گردد که ما انتخاب بهینه با رتبه بندی صحیح گزینه ها و همچنین تصمیم گیری موثری داشته باشیم که با پی بردن به جنبه های غیر مالی سبب سوددهی بلند مدت پروژه خواهد شد.

مقدمه :
     مباحث حسابداری از جمله حسابداری مدیریت از مفاهیم بسیار پراهمیت در اخذ تصمیمات مدیریتی و اقتصادی می باشد به همین دلیل در استفاده از تکنیک ها و روش های تصمیم گیری باید به نکاتی بسیار توجه کرد از جمله بکارگیری متغیرهای کیفی دربرآورد و ارزیابی ها و سهیم کردن این متغیرها در تصمیم گیری .
     روش تصمیم گیری با شاخص های چند گانه در موافقی کاربرد دارد که گزینه ها از قبل تعیین شده باشند و هدف آن ، انتخاب یکی از گزینه های موجود از طریق مقایسه آنها در حضور شاخص های متعدد تاثیرگذار بر ارجحیت گزینه ها می باشد.بر خلاف روش تصمیم گیری با اهداف چند گانه که برای یک مساله بهینه سازی تعداد اهداف متفاوت (و در بعضی موارد متناقض) وجود دارد . از بین روش های متعددی که در حوزه تصمیم گیری با شاخص های چند گانه وجود دارد،روش اولویت بندی ترجیحی بر اساس تشابه به پاسخ ایده ال Topsis به دلیل مزیت هایی که نسبت به روش های دیگر داراست، برای این تحقیق انتخاب گردید.روش اولویت بندی ترجیحی بر اساس تشابه به پاسخ ایده آل Topsis  برای حل مسائل تصمیم گیری با معیارهای چند گانه توسط هوانگ ویونگ ابداع شده است . بر اساس نظریه آنها می توان مساله تحلیلی در تصمیم گیری با معیارهای چندگانه را به عنوان سامانه ای هندسی در نظر گرفت که در آن m گزینه با  n معیار مورد ارزیابی قرار می گیرند.
     در بکارگیری تکنیکهای موجود در ارزیابی پروژه های اقتصادی با مشکلاتی روبرو    می باشد وممکن است استفاده از این تکنیک ها منجر به نتایج ضد ونقیضی گردد ، در چنین مواقعی تصمیم گیری دچار مشکل می شود که بعضاً پیشنهاد می شود از شعور متعارف برای انتخاب پروژه ها استفاده می شود.برای رفع چنین تناقضی و اینکه بتوانیم از تمام معیارهای مورد توجه استفاده کنیم ، تکنیک های چند معیاره پیشنهاد می شود و همچنین برای آن که در نظر داشته باشیم که هم به جنبه های مالی و هم به جنبه های و معیارهای غیر مالی (که منظور از جنبه های غیر مالی مثلاً: تاثیر یک پروژه در روحیه کارکنان ، رضایت آنان ، کیفیت مدیریت پروژه و... می باشد) توجه کنیم ،بکارگیری روش Topsis پیشنهاد می شود که این روش جامع تر بوده و درصد اشتباه کمتری را در پی خواهد داشت.
 
 
بودجه بندی سرمایه ای و تصمیم گیری :
 
     بودجه سرمایه ایشامل جریان کامل برنامه ریزی آن دسته از هزینه های سرمایه ای است که بازده آنها از یک سال تجاوز می کند و در حقیقت هزینه کردن وجوه جاری است با پیش بینی سود نقدی آینده ، که از آن در سطوح مختلف شرکت استفاده می شود.
     هدف بودجه بندی سرمایه ای شناسائی و تعیین فرمت ها و طرح هائی است که ارزش آنها بیش از هزینه آنهاست .
     بودجه بندی سرمایه ای یکی از پر اهمیت ترین تصمیمات مدیریت مالی موسسه       می باشد.تصمیمات  بودجه بندی سرمایه ای به طور جدی بر کلیه واحدهای موسسه از قبیل تولید ،بازاریابی و غیره تاثیر می گذارد.بنابراین همه مدیران بایستی از تصمیمات بودجه بندی سرمایه ای با اطلاع باشند.بودجه بندی سرمایه ای را غالباً فرآیندی پویا می دانند .زیرا می توان طرح های مختلف را به صورت مستمر شناسائی کرد.
     برخی از طرح های سرمایه گذاری ممکن است متوقف شوند و علت آن است که مدیران شرکت در این مواقع اطمینان می یابند که ادامه آن تاثیری در افزایش ثروت سهامداران نخواهد داشت ، در چنین مواقعی بکارگیری تکنیکهای چند شاخصه می تواند برای رفع این مشکل موثر باشد.
 
مراحل استفاده از فنون تصمیم گیری چند شاخصه :
 
     برای استفاده از فنون تصمیم گیری چند شاخصه ، اندازه گیری شاخص ها و همچنین اندازه گیری یک شاخص کیفی به شاخص کمی را می طلبد ،به عنوان مثال یک گزینه از A1 در MADM ممکن است توسط دو نوع شاخص(  Xj)توصیف شود با توجه به این که مقیاس اندازه گیری شاخص های کمی با یکدیگر تفاوت دارند.شاخص ها را بی مقیاس خواهیم کرد ، پس از تعیین ضرایب اهمیت شاخص ها ، بر اساس آنها گزینه ها را با توجه به یک یا چند روش از روش های تصمیم گیری مثل آنتروپی ، LiNmap ، روش بردار ویژه و ... مورد ارزیابی قرار می دهیم .
     استفاده از روش آنتروپی و مقایسات زوجی برای شاخص هائی که ضریب اهمیت یکسانی ندارند مناسب می باشد که در این روش ماتریس تصمیم کمی می شود که برای انجام کار نیز از مقیاس دو قطبی استفاده می شود .(اصغرپور،1377 ، ص 192-196 )
    قابل ذکر است که روش تصمیم گیری با شاخص های چند گانه در مواقعی کاربرد دارد که گزینه ها از قبل تعیین شده باشند و هدف آن ، انتخاب یکی از گزینه های موجود از طریق مقایسه آنها در حضور شاخص های متعدد تاثیر گذار بر ارجحیت گزینه ها می باشد.
 
     تحقیق موردنظر بر روی شرکت پیمانکاری که دارای سه پیمانکار زبده می باشد بحث می کند.پیمانکاران قصد دارند با توجه به فاکتورهای کیفیت مصالح ، دستمزدکارگران ، افراد متخصص ، ماشین آلات و استاندارد کیفیت شروع به ساختمان سازی نمایند.شاخصهای دستمزد کارگران ، افراد متخصص و استاندارد کیفیت ، کیفی هستند که بایستی بر اساس مقادیر دو قطبی مورد ارزیابی کمی قرار بگیرند.(یعنی شاخصهای K2 ، K3 ، K5 )

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد