X
تبلیغات
رایتل

ایده هایی برای ساختن کارمندان

چهارشنبه 22 دی 1389 ساعت 12:09
الف )کارمندان خود را با پرچمی که در دست دارید رهبری کنید.یک مدیر رهبر گروه خود است. مهم نیست که این گروه شرکتی بزرگ متشکل از 600 کارمند است یا یک شرکت کوچک شش نفری ، باید  همواره با کارمندان خود مانند یک رهبر واقعی برخورد نماید. با پرچمی در دستانش تا کارمندان بتوانند از او پیروی کنند. در این نقل قول تفکر زیادی به خرج رفته : {سرعت رئیس و رهبر} سرعت تیم را مشخص می کند. « حالا اگر موتور لوکوموتیو ( مدیر ) شصت کلیو متـر در سـاعت سـرعت داشتـه باشـد ، آیا سـرعت واگنها همین مقـدار نخواهد بود ؟  آنها با همین سرعت حرکت کنند. از طرف دیگر ، اگر سرعت موتور لوکوموتیو کم شود، یا حتی خراب شود ، واگن ها چه می شوند؟

« یک سازمان ، سایه امتداد یافته یک مرداست » – آن مرد شما هستید . رئیس شرکت. ارزشها و اعتقادات شما در تمام شرکت گسترده می شود. اگر افراد شرکت کارمندان خوبی باشند و ارزشهای شما معمولی باشد ، روی  کارمندان اثر خواهد گذاشت البته سه سال طول می کشد که شخصیت ، حسن نیت و آبروی شما را زیاد کند . اما تنها سه ماه اشتباه  کافی است که اعتبارتان شدیداً کم شود.
ب) اعتماد به نفس کارمندانتان را افزیش دهید.
هر مدیری که می خواهد کارمندانش را بسازد باید مطمئن شود که اعمال خودش سازنده ، عزت نفس کارمندانش است. او باید خالصانه معتمد باشد که کارمندانش می خواهند کارکنند و با هدف کارکنند.
رابطه خود را با کارمندانتان به روش ژاپنی پایه ریزی نمایید. رابطه مستحکمی بسازید که به راحتی متزلزل نشود . رابطه ای بر اساس دوستی ، برابری و برادری.
این نمی تواند یک روزه انجام شود. در واقع این یک فرایند دایمی است . یک فرایند عادت ساز که به تدریج صورت می گیرد. چگونه؟
به چند راه و نکته اشاره می کنم. مچ کارمندانتان را موقع کار دست بگیرید! بله قربان وقتی می بینید یکی از کارمندانتان در حال انجام کاردرستی است بشنوید و نگاه کنید مچ او را بگیرید فقط متوجه شدن کافی نیست آنرا آزادانه مطرح کنید. حتی در یک مناسبت مربوط به آن کار آنرا مطرح کنید و حتی آنرا بنویسید . یادتان باشد که قلم از شمشیر قدرتمند تر است . هرگاه که کاردرست کارمندتان را دیدید باید یک مدل بدهید فکر کنید این را عادت خود بکنید : مطمئن باشید از این عمل سود خواهید برد.
به آنها امنیت بدهید ، آموزش بدهید ، تمرین دهید ، پول بدهید ، اجازه بدهید مبارزه کنند و از همه اینها مهمتر و بالاتر رضایت شغلی بدهید .  همانطور که از رئیس خودتان انتظار دارید ، هرکسی در این دنیا یک رئیس دارد . هرکس به طریقی وقتی واقعاً  قصد دادن امنیت ، آموزش ، مبارزه ، پول و دیگر چیزها را به دیگران دارید ، باور کنید فقط به اندازه توان نهادی که در آن کار می کنید قادر به این کار خواهید بود.
هیچ محدودیتی برای کارهایی  که می توانید برای کارمندانتان انجام دهید وجود نداد . مسأله همیشه مقدار پول و وقتی که برای کارمندتان هزینه می کنید نیست . بلکه چگونگی لطف کردن به دیگران هم به حساب می آید خیلی از رؤسا در سال جدید عیدی های سنگینی به کارمندان می پردازند . اما آنها این پول را می دهنـد چـون بایـد بدهند باید با احساس داده شـود. چیـزی که هنگام پـرداخت می گوییم 10 درصد قضیه است. آنچه چشمانتان می گویند 20درصد ، آنچه ذهنتان می گوید 30درصد،آنچه قلبتان می گوید برابر 40درصد کل موضوع ارزش دارد! این را به یاد داشته باشید تا هرگز اشتباه نکنید. با الگوی خوب بودن ، نظم را به آنها بیاموزید وقتی می خواهید کارمندانتان را بسازید باید نظم را به طریق معقولی به آنها بیاموزید . انجام این کار یک شبه غیر ممکن است این کار تلاش منظم و پیگیرانه می طلبد این مثل روشن وخاموش کردن چراغ نیست نمی توانید بگویید : امروز شرکت را منظم می کنم و بعد استراحت کنید!
ج) اشتباهات کارمندان را با وقار و احترام ببخشید .
یک امریکایی می گوید: « حتی مـداد رئیس کل هم تهش پاک دارد » به عبارت دیگر حتی رئیس کل هم می تواند اشتباه کند. افراد بشر همه کارمند هستند و کارمندان هم انسانند. انسانها دچار ضعف های درونی مانند تنبلی ، حرص ، کم حوصلگی ، دروغگویی غصور و اینطور مشکلات می شوند. وقتی این ضعف ها را به عنوان یکی از عناصر درونی کارمندتان بشناسید می توانید آنها را در خاطر داشته باشید و از آنها به نفع اهدافتان استفاده کنید. می توانید « فاکتور تخفیف لازم را به هنگام برخورد با آنها بکار برید » آنها ممکن است دچار ضعف هایی مثل موارد زیر باشند :
•    ممکن است کارمندان وقتی بیشتر از حد نیاز برای انجام کاری در نظر بگیرند.
•    کارمندان همه تمایلی درونی به انجام تقلب دارند مگر آنکه جو بیرونی سیستم بازدارنده باشد.
•    وقتی کارمندان تقلب می کنند مدیر گروه به اندازه آنها مقصر است فضای مساعد برای انجام تقلب را ایجاد کرده است.
•    هرگز اجازه ندهید که کارمندتان شما را فریب دهد اگر کسی صداقت کاری نداشته باشد و برای مدت زیادی این را در نظر نگیرید باعث می شوید کارمند صادقتان به عدم صداقت تشویق شود . نگذارید کارمندانتان با گول زدن و تقلب کارشان را پیش ببرند.
•    یادتان باشد که یک کارمند یا صادق یا نا صادق است ، درست مثل اینکه یک زن یا حامله است یا نیست امکان ندارد که او کمی حامله باشد. با این حال در صورتی که فکر می کنید کارمندتان انسان خوبی است اشتباهات کوچک و نادر او را تا حد معقولی ببخشید.
{از اینکه می گویند کارمندان مثل سیب هستند تعجب نکنید !‌وقتی یک سیب که رویش لکه دارد گیرتان می آید چه {کاری می توانید بکنید؟
می توانید او را دور بیندازید و یا بعد از برداشتن لکه سیب با چاقو آنرا بخورید . 96درصد اوقات لکه خیلی عمیق نیست سیب بدون لکه هم بسیار گران است. به طریق مشابه  اکثر کارمندان همکاران و مشاوران شما مثل سیب هستند * – باید ضعف های آنها را با «  چاقوی ذهنی » خود در آورید و از نقاط قوت آنها برای سود بری دو جانبه استفاده کنید.
شاید نام میکل آنژ که مجسمه  داوود را تراشیده  است شنیده باشید. این مجسمه به عنوان یکی از بزگترین هنرهای ساخته ی دست بشر شناخته شده سنگ مرمری که میکل آنژ بکار برد ناقص و رگه دار بود . خیلی از هنرمندان قطعه مرمر که رگه ها یش حتی از دور با چشم غیر مسلح دیده می شد را بررسی کرده و گفته بودند « کاری نمی شودکرد»
آنها از تلاش برای چشم پوشی از عیب ها سرباز زدند. میکل آنژ وقتی به سنگ نگریست تزئینی کافی برای دیدن فرم هیکل داوود که در سنگ  منتظر آزاد شدن گشته بود را داشت.
میکل آنژ نقص ها را ندیده گرفت او ویژگی های مهمتر را دید و به قطعه سنگ مرمر نگریست او اشکالات سنگ را مثل لکه نرم سیب در آورد ، انگار که هیچ رگه ای در آن نبوده است این سنگ از درون ، پس ازآنکه کمی تراشیده شد مرمرخیلی خوبی بود . به همین سادگی همه ما می توانیم میکل آنژ باشیم .
همه ما کارمندانمان را در نظر داریم اگر نتوانیم مانند میکل آنژ فکر کنیم تنها نقص های کارمندان را خواهیم دید و قادر به افزایش سود دهی صنعتمان نخواهیم بود . باید دیدگاه صحیح و انعطاف پذیر داشته باشیم و برای افزایش و آزاد سازی توانایی های کارمندانمان تلاش کنیم.}
د) از تیم خود یک برنده بسازید.
یک تیم برنده تیمی است که اعضای آن با هم کار می کنند. ژاپنی ها این را خیلی خوب می دانند کار تیمی محور موفقیت آنها در دنیای تجارت است.
صنعت مانند یک ماشین پیچیده است – تمام قسمت های یک سیستم ماشین به آرامی و با کمک یکدیگر کار می کنند تا آن را به حرکت در آورند چگونگی تشکیل یک تیم برنده موضوع تحقیقات گسترده و سال ها تجربه ی همراه با آزمون و خطا بوده است در اینجا چهارراه اصلی که به نظرمان بهترین راه ها ست می آوریم:
الف ) تنها دستور مدیر کافی نیست
هرایده ای برای موفق شدن باید توسط هر یک از اعضای تیم درک شود . هریک از اعضای ارکستر باید بتواند نت را خوانده و روی ساز خود اجرا کند تا آهنگ زیبایی ساخته شود او باید تمام نت های دیگر را به خوبی نت خودش بفهمد اگر هریک از نوازندگان نت خود را بنوازند نتیجه تنها سرو صدای ناهمگون خواهد بود . حتی یک مسابقه قایق سواری ، سریعترین تیم گروهی است که اعضای آن با نظم کامل و هماهنگ با هم پارو می زنند.
آیا هرگز فکر کرده اید که چرا گاهی یک بازیکن شاخص برای بازی در تیم انتخاب نمی شود شاید این بازیکن به طور فردی خیلی عالی بازی کند اما ظرفیت فدا کردن منافع شخصی برای منافع تیم را نداشته باشد.
بعنوان رهبر تشکیلات نهاد خود باید اطمینان حاصل کنید که تیم کاری خوبی دارید نه اینکه هریک از افراد تیم خوب هستند.
ب) برابری در فداکاری کردن.
وقتی صحبت می کنید کارمندتان به حرف های شما گوش می کند . وقتی کاری انجام می دهید او شما را می بیند بنابراین باید مواظب تمام حرف ها و اعمال خود در اداره باشید اگر همه افراد شرکت ساعت کاری و تلاش برابر داشته باشند مطمناًبه هدف خود می رسید.
هرتیمی چـه تیم کاری یـا تیم ورزشی باشـد ماننـد خانواده ای متشکل ازشوهر ، زن و فرزندان می باشد آن طور که مشهود  است . خانواده یک گاری است که زن و شوهر دو چرخ آن هستند. اگر یک چرخ بشکند گاری چپ می کند اگر یک چرخ آهسته بچرخد جهت حرکت عوض می شود و ممکن است پسـرفـت کنـد !  اگر یـک چـرخ اصـلاً حرکت نکنـد گاری بـدون اینـکه ذره ای پیش بـرود دور خـود  می چرخد.حتی اسب هایی که گاری دوچرخه را می کشد باید سرعت یکسان داشته باشند . این تمام چیزی است که در کار همگانی باید رعایت شود ... برابری میزان تلاش افراد برای پیش بردن کارها.
ج) کنار آمدن با کارمندان
این بستگی به نظر شما درباره کارمندانتان دارد. احساسی که نسبت به خودتان دارید هم خیلی مهم است . هم برای کارمندان دیگر و هم برای خودتان اگر نسبت به خود احساس خوبی نداشته باشید داشتن احساس خوب نسبت به دیگر کارمندان و کارکردن با آنها برایتان مشکل خواهد بود.
هرگز سرتان آنقدر شلوغ نیست که نتوانید از کارمندانی که خوب کار می کنند تشکر کنید سعی کنید دنبال فرصت برای تشکر باشید.
هرگز فکر تشکر و لبخند را در رابطه با کارمندانتان فراموش نکنید.
آیا به پیشنهاد های آنان گوش می دهید و آنها را بکار می بینید ؟ آیا برای آنها ارزش و اعتبار قائلید؟ یادتان باشد که عادات خوب از موقعیت خوب یا ثروت ناشی نمی شود . واقعیت آن است که مردم به دلیل عادت های خودبشان به موقعیت ها ی خوب می رسند این مثل همان واقعیت است که آدم به دلیل خوشحالی نمی خندد بلکه به علت لبخند زدن خوشحال است . به صورت منبعی از عادات و نظرهای خوب درآیید.
د) خود را به جای دیگران بگذارید.
هر عضوی از یک تیم مسائل و مشکلات خود را دارد. مشکلات اعضای تیم را از زاویه دید خودشان بنگرید خودتان را به جای دیگران بگذارید تا جایی که ممکن است در حل هر مشکلی به آنان کمک کنید ( طرح ص 53 ) روح تلاش برای حل مشکل مهم است و با هر بار تلاش شما برای حل ، حتی اگر مشکل حل نشود کارمندتان از اینکه شما سعی داشته اید به او کمک کنید خوشحال خواهد شد.
عادت اینکه خود را به جای دیگران بگذارید باعث ایجاد همکاری بهتر بین اعضای تیم خواهد شد همکاری را باید شما شروع کنید حتی اگر دیگران به آن تن در ندهند اینکار را متواضعانه به عنوان قسمتی از وظیفه خود انجام دهید تواضع داشته باشد.
هیچ محدودیتی در مقدار کاری که یک نفر می تواند انجام دهد وجود ندارد به شرطی که برایش مهم نباشد که چه کسی از کارش بهره برداری می کند ساختن تیم کمک زیادی می کند دور خود یک گروه کارآمد هسته ای تشکیل دهید بیلونر امریکایی پل گتی به تیم خود مردانی با ذهنیت میلیونی می گوید این ذهنیتی ثبت و پیشرونده ، حساس نسبت به هزینه و  مبتنی بر سود آوری دارند و آنها در اطراف خود روحیه کار تیمی را می سازند و این هرمی می سازد ک نوک آن اشاره به ماه دارد! شجاعت یعنی یادگیری مهارت های جدید برای آنکه برای تیم مفید تر باشیم  و همچنین با کارهای مبارزه جویانه برخورد راحتی داشته باشیم . به تغییر دادن موقعیت بازیکنان ادامه دهید نه فقط برای تنوع بلکه برای آنکه دریابید که هریک از بازیکنان بهترین خالی خود را پیدا کرده و همچنین بتوانند مشکلات همکاران خودرا درک کنند.
هـ) درست ارتباط برقرار کنید.
به این فکر کنید شما همواره می خواهید رئیستان دستورهای واضحی صادر کند لغات ساده به کارببرد و مانند بودا صحبت کند یعنی با آرامش آیا شما همین موارد را در ارتباط با تیم کاری خود رعایت می کنید؟
بگذارید 13 قسمت مهم بدن را که برای ارتباط بهتر استفاده از چیزی بسیار مهم تر از این سیزده مورد خوش را فراموش نکنید : ذهن
1 ـ  سر
از این عضوبرای نه گفتن در زمان مناسب استفاده کنید برای گفتن نه در زمان مناسب شک نکنید در این صورت دیگران می فهمند که شما یک آدم حسابی هستید به هر چیزی بله نمی گویید و احترامشان نسبت به شما افزایش می یابد نه اینکه فقط دوستتان داشته باشند.
2 ـ  چشم
در لحظه مناسب بگویید که متاسفم وقتی اشتباه می کنید طوری با احساس و گرمی بگویید متاسفم که دیگران حس کنند که اشتباهاتشان شما را هم اندازه آنان اذیت کرده است بگذارید چشمانتان این را نمایش دهد همکاران به خاطر این اظهار تاسف ها به شما احترام می گذارند و سخت تر و هوشمند انه تر کار خواهند کرد چون می دانند که شما هم تاسف های آنها را می پذیرد مردم از بکار بردن حس درونی خود در کارها می ترسند چون حس می کنند رنج ناشی از اشتباه احتمالی بیش از آن است که اصلاً ندای قلبشان را نشوند.
3 ـ  گوشها
وقتی در گل و لای گیر می کنید با یک گوش بشنوید و از گوش دیگر بیرون بدهید.
4 ـ   بینی
بینی خود را در فعالیت های رئیس همکاران ، هم گروهی  ها ، مشتری ها و فروشنده ها فرو برید با این کار می توانید هموراه نسبت به آنچه در جریان است مطلع باشید.
5 ـ دهان
تنها به کلمات و حرف ها بسنده نکنید منظورتان را به کارمندان نشان دهید و بگویید که منظورتان این است .
6 ـ   لب ها
لبخند بزیند ... همیشه یک لبخند ارزانترین راه برای بهترکردن ظاهرتان است. لبخند یک منحنی است که همه چیز را صاف می کند.
7 ـ   قلب
آن را برای تشکر کردن در لحظات مناسب بکار برید. وقتی لازم است بگویید متشکرم نه خیلی زود و نه خیل دیر .
8 ـ  گلو
هر زمان با مراجعه به عقلتان دریافتید که یکی از افراد تیم بیش از حد کم یا زیاد بار گروه را به دوش می کشد سکوت نکنید . بی تفاوتی در روابط انسانی خیلی بد است . در دراز مدت به خاطر این رفتارتان احترام زیادی کسب خواهید کرد.
9 ـ  انگشتان
انتقاد نکنید هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید . هیچ انتقادی را نسبت به خود نپذیرد هنگام شنیدن انتقاد عمل مورد انتقاد را جدا از خود بدانید بعد تلاش کنید دیدگاه منتقد خود ا بفهمید شاید این انتقاد ناشی از حسادت باشد یا شاید کار شما در جهت اهداف تیم نیست اگر حس می کنید باید از کسی انتقاد کنید یادتان باشد وقتی یک انگشتان به دیگری اشاره می کند سه تای آنها به شما اشاره دارند.
10 ـ   سکوت
سکوت مثل تندر می آید وقتی دختر 6 ساله ، همسر 36 ساله و مادر 66 ساله شما سکوت می کنند چه می شود ؟ این به صورت تحمل ناپذیرترین صدا برایتان درمی آید هنگام کار با مردم هم این موضوع صادق است.
11 ـ  شکم
یک مخزن فشار خیلی خوب اگر شیر امنیت نداشته باشد به هیچ دردی نمی خورد در اکثر مواقع آخرین بار کاه است
که پشت شتـر را می شکنـد عجیـب اسـت اما همیشـه نقـاط شکسـت بـه مسائـل خیلی کـوچـک  و بی اهمیت مربوط می شوند سعی کنید بـه مسـائـل کـوچـک بخنـدیـد . خنـده خـوب ، خنده حقیقی ، همیشه از شکم می آید.
12 ـ  پا
خانم پ-ت – بوشا به خاطر سرعت زیاد در همان یک مایل مدال ها را برد اگر گاهی یک لیوان آب برای همکارتان ببرید محبوب همه افراد خواهید بود در این صورت او هم بهتر کار خواهد کرد.
13 ـ گردن
هر از گاهی سعی کنید قهرمان باشید هرگاه کارخوبی انجام دادید کارمندان دیگران به دور گردنتان مدال می اندازند . این باعث می شود گردنتان صاف تر بایسته و سر افراز شوید .

ایده هایی برای مدیریت کارکنان
یادتان باشد که حتی با هوش عادی هم می توانید با به کار بردن خرد مدیریتی در مدیریت کارمنـدان کارایی بسیـار بالایی را در آنهـا ایجـاد کنیـد هیچ راه دیـگری وجـود ندارد . اگر یک مـرد  می توانست مقدار تاثیر یک ضربه تبر را به درخت اندازه بگیرد مطمئناً نا امید می شد. با این حال این ضربات کوچک اگر به طور متوالی ادامه یابند کلفت ترین درخت ها را هم می اندازد.
الف) تلاش کنید ذهنیت کارمندان خود را تغییر دهید.
آیا ذهـن کارمنـدان ما در کاغـذها و پرونـده های شـرکت شما ثبت می شوند ؟ چرا نه ؟  آیا فکر نمی کنید که این ذهنها ابزار کار شما هم هستند ؟
دلمان می خواهد سیستم نوینی را معرفی کنیم که بازدهی و تولید را بالا ببرد اما با مقاومت کارمندانی رو به رو می شویم که مستقیماً با تغییر مخالفت می کنند. وقتی می خواهید چیزی را عـوض کنید کارمندانتان را با خود جلو ببرید . اینکار را به آرامی انجام دهید ترسها ی آنها بروز نمی کنـد  فکر خود را عوض کنید ...  خوتان را عوض کنید.
استخدام افراد با هوش کافی نیست بلکه به همان اندازه مهم است که چگونه هوش را که مدیریت کنیم  . وقتی دید متفاوت شروع می شود می توانید افراد خود را بهتر مدیریت کنید. وقتی در مورد مدیران موفق مطالعه می کنیم می بینیم که موفقیت آنها بستگی به توانایی آنها در مدیریت موثر افراد بوده است .
ب ) ارتباط موثر با کارمندانتان مثل مغز کنجد قوی است.
اطلاعات خیلی مهم است . هر کسی به آن احتیاج دارد مقدار مناسب اطلاعات در زمان مناسب و در نوع مناسب است که باعث پیشرفت شرکت به سمت موفقیت خواهد شد. اطلاعات برای شرکت مثل غذا برای بدن ضروری است . غذای خیلی زیاد و یا غذای خیلی کم یا نوع غذای نا مناسب بیشتر بدی دارد تا خوبی . حالا : چگونه اطلاعات صحیح و مناسب که سودآوری شرکت را در دراز مدت به بالاترین سطح می رساند بدست می آوریم اینجا چند نکته آورده شده:
گوش دادن را یاد بگیرید :
یک مدیر نمی تواند هزینه جبران نشینیدن حرف های کارمندانش را بپردازد و با این حال هیچکس کاملاً بـه حرف های دیـگران گوش نمی دهـد . به طـور جطدی به حرف های کارمنـدانتان گوش دهید می توانید اینکار دور از دفتر کار خود در جای که کارمندان به استراحت می پردازند و کمتر تحت تاثیر و

قدرت اداری شما هستند انجام دهید . در این صورت آنها می توانند بهتر ارتباط برقرار سازند و شما می توانید سخنانشان را به طرز موثرتری بشنوید .
ج) به کارمندانتان کارهای سخت و خسته کننده ارجاع نکنید .
کارمندان علاقه ای به کارهای چالش زا ندارند . بنابراین در مواجه با این جور کارها روحیه خـود را می بازند هنرمندان گفته اند: کاری را که دوست دارید انتخاب کنید و در این صورت هرگز لازم نیست یک روز هم در زندگی کار کنید.این دست شماست که کار برای کارمندانتان خسته کننده و پر از هیجان باشـد کار بایـد یک فعالیت ارضا کننـده باشـد که بهترین چیزها را مطابق لیاقت افراد در اختیارشان می گذارد . کار نباید منبع درآمد باشد که باید به صورت فعالیتی در آید که موجب رشد و تکامل کارمندان می گردد.
وقتی یک کار با ارزش را به کارمندانتان می سپارید آنها برای  انجام آن نیاز به استفاده از دانش و مهارت و انرژی خود دارند.
تضمین کنید که کار هر فردی او را راضی میکند و در نتیجه او کاملاً بکار دل می دهد .  تنها کسانیکه دست به تلاش می زنند موفق می شوند این موفقیت در همین تلاش حاصل شود. وقتی اختیارات می دهید و کمک می کنید یک کارمند متوسط تلاش می کند که کارش بیشترین بازده را داشته باشد و از تمام استعدادهایش استفاده نماید.
د) جلسات خوب راه بیندازید.
دو نوع جلسه وجود دارد : اول نوع بازاری و سوم نوع ارکستری مسؤولیت اینکه آخر وقت جلسه از چه نوعی در می آید بر عهده ی سخنران جلسه است .
هر گرد آیی – سمینار - یا کلاس آموزشی ، جلسه ای از افراد است و عنصر رهبری از ابتدا تا انتها مسؤول آن می باشد. برای یک مدیر برگزاری جلسات یک فعالیت ضروری یک راه بالقوه موثر برای اطلاع رسانی بحث و تبادل نظر ایجاد خطر و تصمیم گیری راجع به یک نقشه است . با این حال لحظه ای که نام جلسه به میان می آید تصورات منفی به ذهن هجوم می آورد برای اینکه اکثر جلسه ها نا منظم و پراکنده و خلاصه وقت تلف کنی از آب در می آیند.
ایده هایی برای ایجاد و انگیزه در کارمندان .
کنار آمدن در هر شرکتی جنبه بسیا مهمی از روابط انسانی است. چه این شرکت 6 کارمند داشته باشد یا 60 ، 600 ، 6000 ، ما کسانی را دیده ایم که به نظر بسیار زبده بوده اند اما عملکرد آنها به علت

نساختن با همکارانشان چندان تعریفی نداشته مدیرانی که با موقعیت و امکانات خوب نمی توانسته اند بین کارمندان توافق ایجاد کنند. بالاخره اینکه شما می توانید یاد بگیرید که چگونه با دیگران کنار بیاید و به کارمندان دیگر هم این را بیاموزید.
الف ) همه در شرکت مهم هستند.
هر کسی تمایل دارد مه مقرر کند کارش خیلی مهم است . کارمندانی را که نمی توانند بادیگران کنار بیایند پیدا کنید تا حد ممکن عادلانه رفتار کنید اما بعد از فرصت دادن قاطع باشید هر کسی که در برقرار کردن ارتباط دو طرفه مشکل دارد در دراز مدت به مقاصد شرکت ضربه خواهد زد.
ب) به آنها بیاموزید که از انتقادات درس بگیرند.
انتقاد یک واقعیت زندگی است هیچکس نمی تواند همیشه دیگران را خوشحال نگه دارد پس باید با انتقاد چطور برخورد کنیم ؟ خوب سخت است اما سعی کند بلافاصله جواب ندهید گوش کنید هضم کنید مسائل را از دید شخص منتقد بنگرید به کارمندانتان بیاموزید که انتقاد را به عنوان قسمتی از شغل خود بپذیرند و از آن درس بگیرند انتقاد را به چیزی با ارزش تبدیل کنید.
ج) درگیری های شخصیتی را از بین ببرید.
اگر هنوز درگیری بین شما و کارمندانتان وجود دارد آنرا از بین ببرید کارمندان اصلاح ناپذیر را هم بیرون کنید تا برای رقبای شما کارکند.
د) مشکلات کارمندانتان را حل کنید.
هرکسی از رئیس جمهور گرفته تا یک رعیت ساده مشکلات خودش را دارد بزرگ و کوچک . تنها نظر شماست که کفیت و کمیت مسائل را تعیین می کند.
یادتان باشد : مشکلات واقعاً از نبود ایده ها نشآت می گیرند بنایران برای هر مشکلی به ایده ها ی مختلف فکر کنید . از  مشکلات نهراسید و فرصت ها را مغتنم شمارید. وقتی از مشکلات نترسید حل خواهد شد مشکلات باعث ترس می شوند و عمل ترس را می کشد بنابراین دست به عمل بزنید.
هـ) کارمندان بد را درمان کنید.
کارمندان با هم مساوی نیستند هرگز هم نبوده اندو نخواهند بود در مورد کارمندانی حرف می زنیم که نمی خواهند با بقیه پیش بروند و دائماً جلب توجه می کنند بعضی از آنها خیالبافانی هستند که ادعا می کند نمی توانند از دیگران چیز یاد بگیرند بعضی ها آنقدر جاه طلب هستند که فکر می کنند تحقیر دیگران قسمتی از شغلشان است و هر کس که از آنها پایین تر باشد را به حساب نمی آورند چنین کارمندانی در هر نهادی چه در سطح مدیریت و چه در سطح کارکنان وجود دارند شما به عنوان یک
رهبر هرگز نباید کارمندان بد را تحمل کنید یک ژاپنی می گوید میخ بیرون زده باید آنقدر چکش بخورد تا پایین برود . می توانیم بگوییم که کارمندان بد مثل میخ کج هستند باید آنها را صاف کنیم یا دور بیندازیم . اینکار به کمی قاطعیت و شجاعت نیاز دارد.
کارمندان بد از موثر بودن کار تیمی جلوگیری می کند.
ایده های برای آموزش کارمندان .
دیروز .... گذشته است
امروز ... شما در می یابد که مدیریت کارها مشکل شده است .
خیلی از ما آگاهانه یا ناخود آگاه می گذاریم دانشمان بی استفاده باقی بماند . مثل شترمرغ سرمان را داخل دستاوردهای گذشته فرو می بریم و چشم خود را به روی ایده های نو ، محصولات جدید و کاربرد این محصولات می بندیم . می گذاریم تبلیغات چاپ شده انبار بشنوند و خاک بگیرند . استفاده از فنون و مهارت های تجاری که در سال های آموزش یاد گرفته ایم را کنار می گذاریم چون فکر می کنیم آنها فقط مخصوص تازه کارها هستند شروع می کنیم به ندیده گرفتن مشتری ها و مراجعان و فکر می کنیم آنها مطمئناً نزد ما خواهند آمد و ما را خوب می شناسند.
الف ) ضرورت آموزش .
یک آموزش دهنده مهارت های شغلی خود را به شاگرد خود می آموزد که به دست آمدن آنها از طریق سعی و خطا بسیار وقت گیر پر هزینه و احتمالاً مضرخواهد بود شاید هنوز فکر کنید نیازی به آن نیست اما شرایط به سرعت در حال تغییرند نهادها هر روز بزرگتر و پیچیده تر می شوند موقعیتی پیش آمده که معلمان دیروز امروز نمی توانند درس بدهند و فردا هم مطمئناً موثر نخواهد بود.
مواظب افکار خود باشید اگر یک لغت جادویی در مدیریت باشد کلمه فکر است ، فکر مثبت . سود آوری هر برنامه آموزشی  به فکر مثیت رئیس معلم و دانش آموزان بستگی دارد. اگر فکر رئیس معلم و دانش آموزان درست نباشد هیچ چیز درست نیست در چنین موقعیتی حتی قبل از آغاز جلسات آموزشی هم بازنده ایم.
حالا اگـر شمـا رئیس هستیـد تنها یادتـان باشـد نظرات شما  همیشـه معلوم خـواهـد شـد نظـر خـوبـی نسبـت بـه خـود داشتـه باشیـد درغیـر ایـن صورت دیـگران هـم نظرشان بـه شما منفی خواهد بود. ( طرح 136 )

اثر ناخودآگاه
مواظب افکارتان باشید آنها اعمال شما را می سازند.
مراقب اعمالتان باشید کم کم عادت می شوند .
مراقب نماداتان  باشید  آنها شخصیت شما را می سازند.
کارمندان انواع متفاوتی دارند.... هریک از آنها به نوبه خود تک هستند . کارمندان تنها منبع مشترک بین ما و رقیبان ما هستند و بالاخره بکارگیری این منابع است که باعث سود آوری خواهد شد. کارمندان افرادی از نوع بشر هستند و رفتار آنها رفتار بشری خوانده  می شود . مهم این رفتار برای رئیس – مربی و شاگردان بسیار مهم است چون هر یک از ما از جهاتی رئیس ، مربی و شاگرد هستیم.
یک اصل مهم در روابط انسانی این است که آنچه فکر می کنیم یا بدان معتقدیم در گفتار و اعمال ما ظاهر می شود اگر همان را بگوییم که خود انجام می دهیم اعتقاد را منتقل می کنیم و این کلید موفقیت معلمان است.
ب) آموزش معجزه نمی کنداما ...
آموزش یک راه حل سریع نیست یک فرایند کند است تنها چیزی که می توان از آن مطمئن بود افزایش  دانسته ها در طی آموزش است دستاوردها به همان نسبت بزرگ خواهند بود . برای اینکه آموزش برایتان ارزشمند شود ایده هایی را که یاد گرفته اید آنقدر تمرین کنید تا عادتتان شود برای موفق بودن. در کار تجارت به چند ایده خوب انگشت شمار نیازمندید ... ایده هایی که فکر می کنید به شما کمک خواهند کرد آنقدر  تمرین کنید تا برای شما به صورت عادت در آید. در غیر اینصورت آموزش یعنی هدر دادن پول.
ج) مربی به ابزار خوب نیازمند است .
پوستر : این یک ابزار ابتدایی  آموزشی است . پوستر ها باید عالی باشند .پوستر باید پیش از آموزش به دانش آموزان داده شود و از آنها خواسته شود آن را بخوانید آنها باید با خودکار خود آزادانه توی آن دست ببرند و نظرات و سئوالات خود را گوشه آن بنویسند . در طول کلاس مربی باید به پوستر مراجعه کند کاملاً ممکن است که دانش آموزان حتی پوسترها را نخوانده باشند . هراز گاهی توجه دانش آموزان را به پوستری که در موردش صحبت می کنید جلب نمایید. حالا این پوستر می تواند توضیح داده شود . نقطه به نقطه و شکل به شکل و در توضیح مطالب از اسلاید ، نوارها صوتی و حتی فیلم ویدئویی استفاده شود !

یادتان باشد یک پوستر  خوب هرگز کامل نمی شود . همیشه می تواند بهتر شود تغییر یابد و باز هم بهتر شود .
وسایل صوتی – تصویری : هر مربی که از لوازم صوتی تصویری در آموزش استفاده نکند یا انیشتن است و یا اینکه اصلاً حرفه ای نیست یا اصلاً توجهی به دانش آموزان ندارد. یک وسیله صوتی تصویری اثر سه بعدی دارد . دانش آموزان می شنوند ، می بینند ، بو می کنند ، تجربه می کنند و ....
بحث و تبادل نظر :
یک مربی خوب به درستی در می یابد که آموزش موثر باید شامل رابطه ای از نوع دو طرف باشد . او صحبت می کند همچنین با چشمانش صحبت می کند . حالا باید با گوشها و چشم هایش حرف دیگران را بشنود ، او باید به طور پیوسته به چشمان آنها نگاه کند تا عکس العمل آنها را دریابد.
د ) آموزش سرمایه گذای است.
آمـوزش یک سرمایه گذاری است که سود آن در فروش بدست می آید و باید این کلمات خـردمندانه را به یاد داشته باشیم: مشکلات را گرسنگی دهید . فرصت ها را تغذیه کنید .آموزش یک فرصت مثبت است . آموزش بسیار گران است اما یک سرمایه گذاری به حساب می آید .  اگر سود این سرمایه گذاری روی یک کارمند را طی چند سال حساب کنید ، رقم سود می تواند بسیار بالا باشد . ایده هایی که در دوره های آموزش تدریس می شوند گاهی تا 30 سال بعد هم کاربرد دارند. از بی نظمی بپرهیزید : برنامه آموزشی باید از پیش کاملاً مشخص باشد تا جایی که ممکن است از بی نظمی بپرهیزید.این باعث می شود همواره روز آموزش به تعویق انداخته شود . مربی دانش آموزان ، چگونگی برنامه ، زمانبندی و غیره عوض شود . قربانی اینطور چیزها نشوید. وقتی می گویید و عمل نمی کنید کارمندان تصور می کنند که نمی خواهید برنامه آموزش را اجرا کنید این رفتار متناقض باعث کم شدن احترام شما می گردد.
هـ) جلسه آموزشی را به یاد ماندنی برگزار کنید.
آموزش برای موثر بودن یا به عبارت دیگر به یاد ماندنی بودن به چهارقدم اساسی نیاز دارد.
1 ـ  آنچه را که می باید به آنها بگویید.
2 ـ  آنچه را که می باید نشان بدهید نشان دهید از جمله روش تجارت.
3 ـ  بگذارید آموخته ها را عملاً تجربه کنند.
4  ـ  آنقدر پیگیری کنید تا مطمئن شوید که به آموخته ها یشان  عمل می کنند.

پیگیری نتایج یک ضرورت است. پیگیری در هر چیزی مهم است اما در آموزش مهمتر . این چیزی نیست که بتوانید بلافاصله نتیجه اش را ببینید . ماه ها و سال ها طول می کشد تا تکامل و بهبودها دیده و حس کرده شوند و مورد  توجه قرار گیرند.
ای . یو .تی . اس ( مجتمع بورسیه خارجی ) یک عملیات کنترلی آموزشی خوب انجام می دهد این مجتمع یک مجتمع غیر انتفاعی در وزارت صنعت و تجارت جهانی ژاپن است. آنها یک ژورنال محلی عالی دارند که هر سه ماه یک بار منتشر می  شود . در آن مقاله های پیشرو و جدید چاپ شده و امکانات موجود در مجتمع را معرفی می کنند و مهمتر از آن اینکه برای هر دانش آموز در هر کشور چه اتفاقی می افتد . این مجتمع دانش آموزان را در هر کشوری ملاقات می کند تا نتیجه آموزش را روی او ببیند . برنامه های خاص هم  برای دانش آموختگان وجود دارد . ازدواج ها و پیشرفت ها ی هر یک از آنها با این احساس که همه متعلق به یک خانواده هستند برای همه مطرح می گردد .این یک راه عالی است . نوع طرح کردن آن می تواتد به تناسب نیازها و احتیاجات شما تغییر یابد. پیگیری نتایج آموزش شرکت کنندگان می تواند وسیله ای برای فهم این باشد که چه روشی خوب است وبا چه روشی باید بهتر شود .

منبع :

http://athir.blogfa.com/post-2611.aspx

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد