X
تبلیغات
رایتل

اثر کشور مبدا بر ارزیابی مشتریان از محصولات و خدمات

شنبه 10 مهر 1389 ساعت 15:57
افزایش رقابت جهانی و ضرورت توجه به موضوعات و مباحث بین الملی منجر به انجام تحقیقاتی پیرامون یکی از موضوعات مهم بازاریابی به نام گشت.این تحقیق نقش کشور مبدا را بر ارزیابی مصرف کننده از محصولات و خدمات بررسی می کند.

علیرغم  رویکردی که بازاریابی نسبت به جهانی شدن دارد ، هنوز کشور مبدا می تواند به عنوان یک فاکتور جداگانه در موفقیت بازاریابی بین الملل تاثیر گذار باشد.  اما این تاثیر نسبت به اینکه یک برند چقدر مقبولیت داشته و در بین مردم دارای جایگاه ویژه ای است متغیر می باشد.

در مورد محصولات نوپا و ارائه آن به بازار بین الملل ، فکر میکنم  که کشور مبدا در  بازاریابی بین الملل تنها به عنوان یک عامل تشدید کننده می تواند تاثیر گذار باشد نه یک عامل مجزا . مثلا شاید ایرانی بودن یک شرکت که ارائه دهنده کباب ایرانی است بتواند در جذب مشتری  تاثیرگذار باشد .اما در صورتی که این شرکت یک شرکت خارجی باشد دلیلی برای عدم موفقیت آن در جذب مشتری و بازاریابی وجود نخواهد داشت و در اینجا المان های محصول و شبیه سازی آن است که می تواند عامل موفقیت شرکت باشد.


افزایش رقابت جهانی و ضرورت توجه به موضوعات و مباحث بین الملی منجر به انجام تحقیقاتی پیرامون یکی از موضوعات مهم بازاریابی به نام گشت.این تحقیق نقش کشور مبدا را بر ارزیابی مصرف کننده از محصولات و خدمات بررسی می کند.
علیرغم  رویکردی که بازاریابی نسبت به جهانی شدن دارد ، هنوز کشور مبدا می تواند به عنوان یک فاکتور جداگانه در موفقیت بازاریابی بین الملل تاثیر گذار باشد.  اما این تاثیر نسبت به اینکه یک برند چقدر مقبولیت داشته و در بین مردم دارای جایگاه ویژه ای است متغیر می باشد.
در مورد محصولات نوپا و ارائه آن به بازار بین الملل ، فکر میکنم  که کشور مبدا در  بازاریابی بین الملل تنها به عنوان یک عامل تشدید کننده می تواند تاثیر گذار باشد نه یک عامل مجزا . مثلا شاید ایرانی بودن یک شرکت که ارائه دهنده کباب ایرانی است بتواند در جذب مشتری  تاثیرگذار باشد .اما در صورتی که این شرکت یک شرکت خارجی باشد دلیلی برای عدم موفقیت آن در جذب مشتری و بازاریابی وجود نخواهد داشت و در اینجا المان های محصول و شبیه سازی آن است که می تواند عامل موفقیت شرکت باشد.
مقدمه:
در طول دهه 1990جابجائی محصولات جهانی در تجارت جهانی بیش ار 50% بوده است،و تا سال 2000 نسبت تجارت جهانی به تولید خاص داخلی به 30% رسیده است( 2000,WTO).به گفته رهبران تجارت جهانی ،آمریکا بیش از 1.5 تریلیون کالا و خدمات را در سال 2003 وارد کرده است.بنایراین زندگی مردم آمریکا نسبت به قبل بیشتر به محصولات خارجی وابسته است. امروزه محصولات خارجی معمولا همیشه طراحی شده اند.اما   تا بعد از جنگ جهانی اول مسئله مهمی نبود.فاتحین در جنگ ،نشانه های  کشور مبدا  را روی محصولات آلمان تحمیل کردند تا بتوانند مصرف کنندگان کشورهای دیگر را از خرید این محصولات دشمن پیشین منع کنند( باز دارند). بنابراین،معرفی سیستماتیک کشورمبدا  می توانست بار معنائی منفی داشته باشد.  بر حسب محل ساخت محصول [1]آگاهی مشتریان را افزایش داد و هم چنین باعث جذابیت ویژگی های محصولاتی از برخی کشورهای خاص گردید.حتی محصولات آلمانی [2]هم خیلی طول نکشید که بعد از جنگ جهانی اول به عنوان محصولاتی با کیفیت بالا شناخته شد. و در فضای بازار امروز،محصولات ژاپنی ،طرح سوئدی و به روز بودن فرانسوی ها در جهان مشهور شده است.
بازاریان و محققان در مورد اینکه چگونه مصرف کنندگان در مقابل محصولاتی از دیگر کشورها واکنش نشان می دهند،تحقیقاتی انجام داده اند.مطالعات انجام شده نشان داده اند که تصویر ذهنی مرتبط با کشور مبدا نقش بسیار مهمی را در ادراک مشتریان نسبت به محصولات ایفا می کند.( 1993 , Papadopoubs ).
اگرچه با افزایش جهانی شدن، محصولات تولید شده خارجی، بخشی لاینفک از زندگی مصرف کنندگان شده است. بنابراین سوال این است: آیا کشورمبدا هنوز روی تصمیمات خرید مصزف کنندگان تاثیر می گذارد؟ تعیین تاثیر کشورمبدا روی قصد و نیت مصرف کننده و میزان تاثیر مذکور نه تنها به مصرف کنندگان کمک می کند که دلیل رفتار خرید خودشان را بفهمند،بلکه به بازاریابان و تولید کنندگان نیز کمک خواهد کرد. محققان پیشین دریافتند که تصور ایجاد شده بوسیله کشورمبدا یکی از تاثیرات مهم روی تصمیم گیری خرید برای محصولاتی است که توسط کشورمبدا مشخص شده اند تا آنهائی که تولید شده اند.
الگوهای تجارت بین المللی به طور مداوم تغییراتی را چه از نظر ساختار و چه از نظر جهت داشته است.این روند با افزایش علاقه به رقابت بین المللی همراه گشته ،بنابراین کشورمبدا به عنوان بخش مهمی از بازاریابی بین الملل لحاظ شده است. این مسئله منجر به تحقیقات زیادی در این زمینه و مطالعه اثر کشورمبدا شده است .ممکن تست کشورمبدا بعنوان یک مشخصه خارجی محصول برای ارزیابی توسط مصرف کنندگان مد نظر قرار گیرد.تخقیقات موجود در مورد کشورمبدا نشان می دهد که کشورمبدا یک فاکتور بسیار مهم برای استراتژی های موفق بازاریابی بین المللی است،زیرا ذهنیتی که از طریق کشورمبدا در ذهن مصرف کنندگان شکل می گیردبه آسانی قابل تغییر نیست و اثرات طولانی مدتی دارد.به عبارت دیگرآن را نمی توان به راحتی به ذهنیتی بهتر یا بدتر سوق داد. بنابراین بازاریابان و مدیران و همه فعالان بازار جهانی باید طرز تلقی ها و عقاید مشتریان را پیرامون کشورمبدا مد نظر قرار دهند تا قادر باشند روش تغییر بازارهای هدف خود تاثیر بگذارند()
درک اثر کشورمبدا
کشورمبدا به عنوان کشوری که با محصول یا خدمتی مرتبط است تعریف شده است. این کشور می توتند کشور تولید کننده محصولات باشد یا کشوری که مدیران ( در هر دو مورد مخصول یا خدمت) در ان به سر می برند.اثر کشور مبدارا می توان اینطور تعریف کرد: اثر مثبت یا منفی که کشور مونتاژ کننده یا طراح روی ادراک مشتری می گذارد،اگرچه مفهوم کشورمبدا به طور فزاینده ای پیچیده است. برای محصولاتی که قطعات آن در مشورهای مختلفی تولید می شود و در کشوری دیگر مونتاژ می شود ،تعیین کشور مبدا کار بسیار دشواری می شود. برای مثال ماشین های BMW  برای بازار آمریکا در نظر گرفته گرفته شده اما در کارولینای شمالی بیشتر از باوریا تولید می شود.لاستیم های میشلن هم در کارولینای شمالی تولید می شود . و بیشتر نرم افزارهای تولید شده بوسیله آمریکائی ها در هند گسترش پیدا کرده است. در پی توسعه شرکت های چند ملیتی شرکت ها محصولات مشابهی را تحت نام های تجاری بومی در کشورهای مختلف در سراسر جهان به فروش می رسانند. این محصولات نام کشورهای مختلف را بعنوان کشور مبدا یدک می کشند و نه الزاما با نام کشور مبدا اصلی.برای مثال می توان براحتی محصولات سونی را در کشورهای مختلف مثل ژاپن ،فرانسه،ایتالیا و... با نام آن کشورها یافت
(http://www.i-b-t.net/anm/templates/trade_article.asp?articleid=218&zoneid=3)
مروری بر ادبیات نظری:
تحقیقات زیادی پیرامون طرز تفکر مصرف کنندگان در مورد اثر کشور مبدا انجام شده است. به عبارتی دیگر آنها درباره اثر کشور مبدا روی ارزیابی محصولات تمرکز کرده اند. ما می توانیم تحقیقات اولیه در این زمینه را به (1965 Schoder) نسبت دهیم.این نتایج نشان داد که دانش آموزان گوآتملایی محصولات محلی و مکزیکی را نسبت به محصولات ساخته شده در سالوادور و کاستاریکا ترجیح می دهند.
ناگاشیما در سال های 1965،1970،1977 روی ذهنیت گروهی از تجار آمریکایی و ژاپنی در مورد محصولات خارجی تحقیق کرد .ناگیشیما دو گروه از تجار مینسوتا را مورد آزمایش قرار داد یک گروه از آنها بزرگ و دیگری کوچک بودند.نتایج نشان داد که برخلاف انتظار گروه بزرگتر نسبت به گروه کوچکتر ملی گراتر بودند.که احتمالا به خاطر این بود که آنها به خاطر گروه کوچکتر در معرض رقابت شدیدتری در بازارها برای محصولات خارجی بودند.ناگاشیما نظرات تجار آمریکایی و ژاپنی را در مورد محصولات خارجی و داخلی مقایسه کردند.آنها فهمیدند که تجار ژاپنی محصولات ساخته شده در آلمان را بهترین محصول میشناختند در حالیکه تجار آمریکایی محصولات داخلی خود را بهترین می دانستند.اما تحقیق بعدی در این زمینه نشان داد که تفکر تجار در طی یک دوره ی شش ساله تغییر کرده است.
لیلس و نارایاما(1974) ذهنیت و ادراک مصرف کننده گان ژاپنی و آمریکایی را از طریق تفاوت معنایی پیرامون محصولات ساخته شده ی خارجی و داخلی سنجیدند.نتایج نشان داد تفاوت های معنی داری در ارتباط با محصولات مختلف و ذهنیت آنها در مورد محصولات ملی و خارجی وجود دارد. بنسیتر و ساندرز(1978)در مورد تصویر کلیشه ای که مصرف کننده گان انگلیسی در مورد محل ساخت چند کشور داشتند که در بازار بومی انگلیس هم به شدت گرم و فعال بود تحقیق کردند. تفاوت های اساسی به خاطر وجود تصورات کلیشه ای در ک شد.اریکسون و دیگران تاثیرات کشور مبدا را روی نام تجاری نشان دادند.
یافته ها نشان داد که متغیر های مربوط به تصور [3]نسبت به طرز تفکر2 تاثیر بیشتری روی شکل گیری اعتقاد3 می گذارد. علاوه بر این معلوم شد که تاثیر متغیر تصور روی نظرات مردم غیر مستقیم بوده است.و تاثیرات متغیر های اعتقاد نیز مستقیم نبوده است. احمد و آستوس (1993) دریافتند که تاثیر قیمت روی درک ارزش محصول چندان مهم نیست همچنین آنها دریافتندبرای مصرف کنندگان بلژیکی نسبت به مصرف کنندگان کانادایی نام تجاری نسبت به محل ساخت  ویژگی مهمتری به شمار می رود.
مهسوران(1994) دریافت که خبرگی و تخصص مصرف کننده و نوع اطلاعات وی به عنوان عوامل تعدیل کننده روی کشور مبداهنگام ارزیابی محصول عمل می کند.نتاج نشان داد که وقتی اطلاعات مربوط به یک ویزگی بدون ابهام باشد ارزیابی مصرف کنندگان بر اساس تخصص آ نها صورت می گیرد.در حالیکه مصرف کنندگان بی تجربه بر اساس کشور مبدا ارزیابی می کنند،اما اگر اطلاعات مبهم و نامفهوم باشند،هم مصرف کنندگان متخصص و هم مبتدی بطور بطور متفاوتی از کشور مبدا برای ارزیابی استفاده می کنند.بدری و دیگران (1995) طرحی تغییر یافته از طرح ناگاشیما را به کار گرفتند.و بهه این نتیجه رسیده اند که شرکت های مناطق خلیج فارس انبوهی از محصولاتی با برچسب هائی از 6 کشور را گردآوری کرده اند. آنها نوشته اند که یک تفاوت معنی داری در طرز تفکر معمول تجار مناطق خلیج فارس در ارتباط با ویژگی های محصول در بین کشورهای امارات،آلمان،انگلیس ،فرانسه،ایتالیا و تایوان وجود دارد.ژانک(1996) دریافت که اطلاعات کشور مبدا روی عکس العمل مشتریان چینی در مورد محصولات خارجی اثر می گذارد.حقیقتا نتایج حاصل از این مطالعات نشان داد که اثر کشور مبدا ممکن است موضوعی باشد که توسط عوامل دیگری مانند نوع محصول یا شکل مصرفی محصول تعدیل شود. بعلاوه او نشان داد که تصورات ایجاد شده توسط کشور مبدا بر روی تصمیم گیری مصرف کنندگان چینی اثر می گذارد(جدای از تاثیرات فرهنگی).محمد و همکاران (2000) در یک مطالعه ی متفاوت ادراک مصرف کنندگان مالزیائی را از مبدا محصولات در کشورهای توسعه یافته،تازه صنعتی شده و کشورهای در حال توسعه بررسی کردند.تصویر کشورکه روی نظرات و ترجیحات مصرف کنندگان اثر می گذاشت،بوسیله ی 4 ویژگی محصول اندازهگیری شد:1- نوآوری محصول2-طراحی محصول3-پرستیژو4- ساخت محصول.نتایج نشان دادند که مصرف کنندگان مالزیائی،پوشاک کشور خود را به پوشاک وارداتی ترجیح می دهند.هم چنین مصرف کنندگان مالزیائی تصور مثبتی نسبت به چند کشور توسعه یافته مثل آمریکا،ژاپن،فرانسه و ایتالیا دارند و محصولات انها را ترجیح می دهند.
هسیه(2004) در یک تحقیق گسترده ( درمیان 20 ملیت،22 مبداو 50 برند) پیشنهاد کرد که تحت تاثیرات زیاد کشور مبدا،برند های مختلف و تنوع ملی وجود دارد. در سطح برند تاثیرات کشور مبدا به نظر می رسد روی رفتار خرید مصرف کننده موثر باشد.مصرف کنندگانی که نظر مثبتی در مورد برند دارند یا ان را به عنوان برندی با کیفیت بالا درک کرده اند. بنظر می رسد در سطح ملی اثرات کشور مبدا در بین ملیت هائی که دسترسی آنها به اتومبیل کمتر است مهم تر باشد.علاوه بر این،یافته ها نشان می دهند که مصرف کنندگان نه تنها محصولات کشور خود را ترجیح نمی دهند،بلکه آنها محصولاتی را از کشور هائی که وضعیت جغرافیائی مشابه کشورشان دارند،ترجیح می دهند.
کینرا نظرات مصرف کنندگان را در هند نسبت به نام های برند خارجی و محلی بررسی کرد. وی دریافت که برندهای خارجی در هند بر برندهای محلی ارجحیت دارند. هم چنین بیشتر مصرف کنندگان بین دسترسی بیشتر برندهای خارجی در بازار هند ذبا کیفیت بهتر و قیمت های پائین تر ارتباط برقرار کرده اند. مصرف کنندگان هندی در مقابل اسم برندهای خارجی متعصب نبودند. در حقیقت آنها اینطور ارزیابی کردند که برندهای خارجی تکنولوژی،کیفیت و موقعیت و منزلت بالاتری نسبت به برندهای هندی دارند و به کشور مبدا انها اعتبار بیشتری داند.در کل،تحقیقات گذشته 2 نتیجه ی متفاوت را نشان می دهد .یکی اینکه در بعضی موارد کشور مبدا به طور معنی داری موثر است،درحالیکه در بقیه اینطور نیست.بعلاوه بیشترمطالعات تنها روی مصرف کنندگان آمریکائی تمرکز داشته اند ،درحالیکه عده ای روی مصرف کنندگان اروپائی متمرکز بودند و بقیه روی مصرف کنندگان غرب آسیا(,2008,2,3, Heydarzade) .
 
آیا کشور مبدا هنوز موضوع مهمی است؟
  اطلاعات کشور مبدا یکی از ویژگی های خارجی محصول را تشکیل می دهد. کشور مبدا به عنوان مرجعی برای کیفیت محصول،عملکرد،اعتبار و پرستی و سایر ویژگی های محصولاتی می باشد که بطور مستقیم قابل ارزیابی نیست. تحقیقات نشان داده است که مشتریان تمایل دارند که محصولاتی را که در کشوری ساخته شده اند، با نظرات مثبت یا منفی خود ارتباط دهند. بنظر می رسد این خطای مبدا هم برای محصولات خارجی و هم برای نهائی و نیز برای مصرف کنندگان صنعتی بطور مشابه وجود دارد. شدت و میزان تاثیر کشور مبدا بر فاکتورهائی نظیر رده و دسته محصول،آمارها،شناخت اولیه مصرف کننده و نحوه پردازش اطلاعات مصرف کننده بستگی دارد.
کشور مبدا،ادراک تصویر بند،ساختار تصویر برند:
کشور مبدا روی ادراک کلی مشتریان از برندها تاثیر می گذارد.این تاثیرات از برند های مشهور تا کمتر مشهور متفاوت است. کشور مبدا برند اثر مهمی روی ادراک تصویر برند دارد. تاثیرکشور مبدا روی تصویر برند بسیار قوی است و ممکن است بر قدرت برند های شناخته شده در شکل گیری تصویر برند در ذهن مصرف کننده تاثیر بگذارد.بازاریابن باید در کشورهای مختلف برند های خود را بومی سازند.تصویر برند روی تصور مصرف کنندگان تاثیر زیادی می گذارد. که اثرات مذکور چند بعدی است. این ابعاد در کل تولید کشور و همه ی برندها متفاوت است.بازاریابان بایئ ئر نظر بگیرند که کدام بعد را برای مصرف کنده برای هریک از برند های تولید شده در یک کشور خاص را بزرگ جلوه دهند.بیشتر تحقیقات در این زمینه با محدودیت هائی مواجه اند. برای مثال اولا: در مورد یک نوع محصول تحقیق می کنند باید محصولات دیگر نیز بررسی شوند.تحقیقات آتی می تواند روی محصولاتی با پیچیدگی زیاد یا کم باشد و ثانیا این که بیشتر تحقیقات روی یک جنبه از رفتار مصرف کننده کار می کنند. خیلی جذاب است که ویژگی های فرهنگی( برای مثال فردگرائی-جمع گرائی) و شخصی( برای مثال نیاز برای تغییر،نیاز برای شناخت) را بیشتر بشنا سیم و اثر نشان را روی تصویر برند همراه با کشورهای مبدا متفاوت امتحان کنیم)( 2007,18 ,Kotabaa)
میزان دانش مصرف کننده و تاثیر آن روی اثرات کشور مبدا(در محصولات زود مصرف):
یافته ها نشان می دهند که مصرف کنندگان وقتی که یک نام تجاری ناآشنا را ارزیابی می کنند ،به کشور مبذا بسنده نمی کنند، بلک ول( 2001) می گوید که مصرف کنندگان وقتی خرید خود را دوست ندارند که اطلاعات کافی در اختیار نداشته باشند. از این رو، این قضیه ممکن است اندکی مفهومی باشد که مصرف کنندگان تردید دارند که اسم های تجاری ناشناخته را ارزیابی کند، چرا که انها اطلاعات کافی را برای ارزیابی در اختیار ندارند. بطور مشابه بیشتر مرف کنندگان ممکن است اعتماد به نفس کافی نداشته باشند که هنگام قضاوت در مورد یک نام تجاری ناشناس ،روی ویژگی های کشور مبدا به تنهائی تکیه کنند( Schaefer).  علاوه براین تصویر یک برند شناخته شده ممکن است مجموعه ای قوی از تصویر محصولات آن کشور باشد و بنابراین ممکن است روی ذهنیت افراد نسبت به کشور اثر بگذارد.به عبارتی دیگر،بیشتر برندهای بین المللی بر اساس تصویر کشورهای مبداشان دارای شهرت و اعتبار شده اند.
بنابراین ، برای مصرف کنندگان ممکن است سخت باشد که بین نام تجاری ناشناخته و تصویر کشور ارتباط برقرار کنند در نتیجه وابستگی کمتری به کشور مبدا دارد.
هان و کوالز(1985) نتایجی متضاد با این نتایج را بیان کردند. آنها معتقد بودند که مصرف کنندگان برندهائی با شهرت کمتر بیشتر به کشور مبدا انها توجه می کنند،آنها دریافتند که ادراک مصرف کنندگان از کیفیت دستگاه تلویزیون گراندویک ( که یک برند ناآشنا برای مصرف کنندگان بود) بطور مطلوبی تحت تاثیر کشور مبدا آن که آلمان بود قرار گرفت.مصرف کنندگان اینطور استنباط کردند که آلمان از تکنولوژی برتری برخوردار است و این ویژگی را به یک نام تجاری نا آشنا نسبت دادند. چند راهکار مدیریتی وجود دارد که مدیران می توانند از این یافته ها استفاده کنند. اگر مصرف کنندگاه به کشور مبدا یک نام تجاری ناآشنا تکیه نکننند و توجهی نداشته باشند،تولیدکنندگان مارک های بین المللی و یا واردکنندگان ممکن است به تمرکز به کشور مبدا برای اتخاذ استراتژی های ارتقا احتیاجی نداشته باشند،مخصوصا هنگام معرفی برند جدید به بازار. علاوه بر این آنها باید بر مشخصه های دیگر منحصر به فرد بودن محصول مثل ویژگی های محصول مثل بسته بندی متفاوت ،یا دیگر فاکتورهای استراتژی های بازاریابی تاکید  کنند.
اگرچه برندهای خارجی موجود در بازار می توانند از تصویر کشور مبدا خود هم با تاکید بر برتری در کیفیت محصول و قابل پذیرش بودن توسط عموم استفاده کنند. یافته ها نشان داده است که مصرف کنندگان بدون تجربه ی یک برند به کشور مبدا تکیه نمی کنند. در صورتی که مصرف کنندگانی که تجربه ی استفاده از یک نام و نشان تجاری را دارند،بیشتر به کشور مبدا توجه می کنند. بازاریابان برای مصرف کنندگانی که از یک برند بطور تجربی استفاده می کنند و نام تجاری را هم در نظر می گیرند،ممکن است از ویژگی های مثبت کشور مبدا برای آن نام تجاری استفاده کنند.
شرکت ها هم چنین می توانند به جای تاکید بر پیام های کشور مبدا از روش های پیشبرد فروش استفاده کننند مثل تغییر قیمت،کوپن،نمونه رایگان یا جایزه که روش موثری است که مصرف کنندگان می توانند نمونه محصول را آزمایش کنند. تحقیقات نشان می دهد که مصرف کنندگانی که از سطح دانش عینی بالاتری  برخوردارند،برای ارزیابی ،خصوصا ارزیابی یک برند نا آشنا به طور مکرر از کشور مبدا استفاده می کنند. اگرچه این الگو فقط بین سطوح متوسط و پائین دانش عینی قابل استفاده است و نه بین سطوح متوسط در مقابل بالای دانش عینیو یا سطوح بالا در مقابل پائین دانش عینی افراد. برخلاف تحقیق قبلی که الگوهای سازگاری با هریک از سطوح دانش عینی پیشنهاد می کرد،اما مطالعاتی وجود دارد که شواهد ضعیفی مینی بر ارتباط بین کشور مبدا و دانش عینی را ارائه می دهد. از این رو،بررسی اثر دانش روی کشور مبدا بی نتیجه است( .(Santornnord, Vasinee, Ian phau ,2006
بررسی اثرات کشور مبدا روی ادارکات خریداران صنعتی از کیفیت محصول:
مطالعاتی که پیرامون تحقیق خریدار صنعتی روی اثرات کشور مبدا انجام شده اند،با تجزیه ساختارکشور مبدا به 3 مولفه تجزیه شده اند که شامل:
کشور طراح،کشور مونتاژ کننده- کشور تولید کننده ی قطعات و امتحان اثرات آن روی اندازه های مجزای کیفیت محصول(طراحی،تطبیق مشخصات،تولید) هستند.
تحقیقاتی در دو کشور مکزیک و آمریکا صورت گرفته است که نشان می دهد که هر 3 مولفه ی کشورمبدا روی ادراکات خریداران صنعتی نسبت به کیفیت محصول تاثیر گذاشت که اثرات آن بطور مشخصی از روش های مختلفی برای هر دو کشور و محصولاتشان بود.
بطورخلاصه می توان گفت جهانی شدن و اهمیت روز افزون و بیشتر شدن ارتباطات باعث پررنگ تر شدن نقش ویژگی های خارجی محصول در بین آژانس های خریدار شده است. نادیده گرفتن اثر کشور مبدا در این دستگاه یک اشتباه بزرگ است. درنتیجه بیش از هر موقع دیگری ادامه ی تحقیقات روی اثرات کشور مبدا بر روی رفتار خریداران صنعتی مورد نیاز اسـت .( 2003,1,20 ,GaryszInsch,2003).
تصویری که مصرف کنندگان از یک کشور درک کرده اند،یکی از فاکتورهائی است که مصرف کنندگان آن را در تصمیم گیری هایشان لحاظ می کنند. مخصوصا تصمیم گیری در مورد خرید یک محصول بادوام مثل لوازم الکتریکی.کشور مبدا روی ارزش بعضی از محصولات موثر بوده است. طی مطالعات انجام شده،رابطه ی بین کشور مبدا و ارزش نام تجاری وسایل الکتریکی شامل تلویزیون،یخچال و کولر بررسی گردیده است. مشاهده ی نتایج این مطالعات 2 مطلب را پیشنهاد می دهد: اول اینکه تصویر کشور مبدا یک اثر مهمی روی ابعاد ارزش نام تجاری دارد. دوم اینکه ابعاد ارزش نام تجاری شامل تمایز،وفداری نام تجاریو آگاهی نام تجاری است که اثر مهمی روی شکل گیری ارزش نام تجاری لوازم الکتریکی دارند. از میان این 3 بعد نام تجاری،وفاداری بیشترین سهم را در توسعه ی ارزش نام تجاری دارد. یعنی باید تولید کنندگان لوازم الکتریکی تاکید بیشتری بروی وفاداری نام تجاری داشته باشند.برای بدست آوردن مشتریان وفادار،تولیدکنندگان و خردهفروشان نیاز دارند که روابط طولانی مدتی را با مشتریانشان ایجاد کنند و کیفیت بالای محصولات را به مشتریان پیشنهاد و آنرا حفظ کنندو خدمات خوبی را مهیا کنند. خدماتی شامل تحویل ونصب و خدمات پس از فروش مثل حفظ و تعمیر.
جدای از این، تولیدکنندگان لوازم الکتریکی باید همیشه تلاش کنند که تصویر خوب نام تجاری اصلی کشورشان را توسعه وارتقا دهند تا از این طریق تصویر کلی نام تجاری را در همه ی فعالیت های بازاریابی نشان ، مخصوصا فروش شخصی و تبلیغات بهبود بخشند.برندهائی از کشورهائی با تصویر خوب راحت تر از برندهائی از کشورهائی با تصویر نامطلوب به فروش می رسند. تولید کنندگان از کشور هائی با برند مطلوب می تواننند از تصویر کشورشان در استراتژی نام گذاری محصول نیز استفاده کنند. علاوه بر این ،بازاریابانی که می خواهند از تصویر کشور مطلوب بهره ای ببرند باید برندهائی را که کیفیت برتری دارندو از همان کشور هستند را مد نظر قرار دهند.
برای مثال شارپ می تواند که به این موضوع تاکید کند که محصولاتش به خوبی محصولات سونی است،اگرچه تولید کننگان این دو محصول متفاوت هستند اما هردو از یک کشور یعنی ژاپن هستند.
 (Yasin,et al.2007.7) مطالب فوق را بطور خلاصه می توان در شکل زیر دید
نتیجه
 
مصرف کنندگان به مولفه های مثبت یا منفی کشور مبدا توجه میکنند و این در مورد مصرف کننده نهایی و خریداران صنعتی صدق میکند.شدت و میزان تاثیر کشور مبدا به فاکتورهایی نظیر رده ودسته محصول ، آمارها،  شناخت اولیه مصرف کننده و 
.نحوه پردازش اطلاعات مصرف کننده بستگی دارد
تصویرکلی از کشور و انتظاراتی که بر ارزیابی مشتریان از کیفیت محصول ،ریسک و دیگر متغیرها تاثیر می .گذارد از هزاران تجربه و اطلاعات دریافتی از مشتریان تشکیل میشود. آشنایی با محصولات یک کشور ، رفتار خرید و آمارگیری ها . همگی بر درک خریدار تاثیر میگذارد.
تاثیر کشور مبدا هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای کمتر توسعه یافته وجود دارد.می توان گفت محصولات کشورهای کمتر توسعه یافته با ریسک بیشتر و کیفیت کمتری نسبت به محصولات کشورهای کمتر توسعه یافته روبرو است.به طورکلی محصولاتی که در کشورهای با صنعت توسعه یافته ساخته میشوند کیفیت واعتبار .بیشتری نسبت به محصولاتی دارند که در کشورهای در حال توسعه ساخته می شوند
 محصولاتی که  در رابطه با آن دارای اهمیت زیادی است عبارتند از عطرها ، مشروبات ،اتومبیل ، پوشاک ، نرم افزارها و وسایل الکتریکی.برای همه ی این محصولات کلیشه های ویژه ای وجود دارد
تصویر کلیشه ای از کشورها وجود دارد:تصویر عاقلانه  بودن محصولات کشور مبدا با توجه به تحقیقات درباره آلمانی ، تصویر تجملاتی بودن محصولات فرانسوی وتصویری که در مورد ارزان بودن اجناس کره ای وجود دارد.تصویر مثبت کلیشه ای نیز در جهان در مورد پسته و فرش ایرانی،سبزیجات هلندی ،پرتغال اسرائیلی،قهوه کلمبیایی ،چای انگلیسی ،شکلات سوئیسی ،خاویار روسی،ابریشم چینی ، چرم ایتالیایی و وسایل الکتریکی ژاپنی و وجود دارد .  
تمامی این ادراکات کلیشه ای بر اساس تجربه ، شایعه یا اسطوره به وجود آمده است.
بعضی از مطالعات تحقیقاتی نیز نشان می دهد که مصرف کنندگان در کشورهای مختلف به کشورهای مبدا به طور متفاوتی مینگرند.مثلا :
- در روسیه کشور مبدا بسیار مهمتر از نام برند به عنوان شاخص کیفیت است.کالاهایی که در مالزی ،تایلند وهنگ کنگ تولید
 می شوند هنوز در روسیه مورد شک وتردید است .
- استرالیایی ها ممکن است عطر فرانسوی را دوست داشته باشند اما دوربین فرانسوی را نمی پسندند همینطورشراب فرانسه را تا وقتی که استرالیا شراب قویتری را تولید میکند دوست ندارند
کشور ، نوع محصول ،تصویر شرکت،برند شرکت همگی در ایجاد یک واکنش مثبت یا منفی تاثیر دارند همانطور    که کشور مبدا تاثیرگذار است.مهم است که به خاطر داشته باشیم حتی اگر تاثیر کشور مبدا همواره آشکار نبود درک آن کشور  همیشه سبب تغییر می شود. راه حل  در توسعه استراتژی های بازاریابی  برای تقویت کردن تاثیر مثبت کشور مبدا است.
 
 
 
 
 

نظرات (1)
چهارشنبه 15 دی 1389 ساعت 12:14
سلام وب زیبایی داری.
بهت تبریک می گم. [گل]
به ما هم سر بزن.
در ضمن اگر مایل به تبادل لینک با ما هستید، از طریق کلید .:: تبادل لینک ::. در صفحه اصلی ما اقدام فرمایید.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد